او - تاریخ: 1403/3/12 ساعت: 14:09
دروغ چرا امشب که نوشتشو خوندم،وقتی که رسیدم به اونجایی که میگه میخوام از قلبم بنویسم:دلم ریخت،از تو خالی شد،خیلی سخت تونستم تا آخر نوشته رو بخونم،دلم خیلی غصه داره،کاش اینجور نمیشد،کاش اصلا من نبودم،اره منم کنارش حالم خوب بود،اروم بودم،حتی با اینکه درونگرا بود ،اما دوسش داشتم ،اونقدر که همین ساکت بو...
تموم - تاریخ: 1403/3/12 ساعت: 14:09
به تموم کردن فکر میکنم بیشتر از قبل خرجش یه تیغ ...
حقیقت - تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 21:38
تو هر قصه ای ،اونی که ترک میکنه ،خیلی داغون تر میشه،خیلی بیشتر فرو میریزه،بیشتر خرد میشه،کسی چه میفهمه که اون آدم چه روزایی رو گذرونده تا خودشو مجاب کنه که کسی رو که دوست داره،ترک کنه،اون کسی که ناخواسته میره زیر آوار رو،شاید بشه نجات داد،اما اونی که خودش خودشو زیر آوار خاک کرده رو هرگزAdblock test ...
غم - تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 21:38
خیلی سختی ها ،خیلی ناراحتیا کشیدم، سخته بخوام خودمو ببخشم، یه غم نشسته تو دلم
اره ، قشنگ بود... - تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 21:38
به غیر از تو باید به چی فکر کنم تو چالوس وقتی که بارونیه...
عشق؟ - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 0:07
عشق؟ وجود ندارد آدم ها علاقه ی بیش از حدی به خواستن نداشته ها دارن و نخواستن داشته ها...
در مذمت عشق - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 0:07
هر آدمی تو آدم دیگه دنبال چیزهای مورد علاقشه ،که اگه پیدا نکنه تغییر میکنه این دقیقا خاصیت عشقه اولش فکر میکنی این همونه که دنبالش بودی ولی بعدها میبینی نه هیچکس جز خود آدم نمیتونه اون چیز هایی که دنبالشه رو براش فراهم کنه ...اونجاست که به خاصیت عشق پی میبری....Adblock test (Why?)
لیله الرغائب - تاریخ: 1402/11/5 ساعت: 21:55
امشب شبه لیله الرغائبه ، ارزوت چیه؟
کجا - تاریخ: 1402/9/24 ساعت: 21:52
در طریق عشق بازان مشکل آسان کجا؟
بزرگ شدن - تاریخ: 1402/9/14 ساعت: 14:06
آدم از یه جا به بعد بزرگ میشه تازه مزه اصلی زندگی رو میچشه، حالا هرچقدر هم بهش بگن اینجوریه و اونجوریه ،بازم تو کتش نمیره که نمیره
خاطره - تاریخ: 1402/9/2 ساعت: 14:40
اصفهان برام همیشه یاد آور خاطرات خوبه... امشب رو سر میکنم تا فردا ... حال خوبی دارم اینجا...
ارامش - تاریخ: 1402/9/2 ساعت: 14:40
قدم زدن تو چهار باغ ... همون حال خوبی بود که نیاز داشتم... سرما و یخ زدن دستام ، این سکوت خیابون، همیشه برام جذابن این ترکیب
اتفاق - تاریخ: 1402/8/14 ساعت: 22:19
یه روز آدما دلیل کارتو میفهمن و متوجه میشن که قضاوت خوبی نکردن...
دیوانه حالی - تاریخ: 1402/5/26 ساعت: 14:13
ته این قصه چی میشه؟ نشستم روی نیمکت کنار محل کارم و چشمام رو میبندم گاهی و از این نسیم خنک لذت میبرم... بیخیال گذشته و آینده...
عالی - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 17:28
از حال این روزا بگم ،عالی تر از عالی ... در حال رسیدن به همه خواسته ها...
تموم؟ - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 17:28
کاش میتونستم باکسی حرف بزنم تازه فکر میکردم همه چیز دیگه تمومه و همه چیزو حل کردم،اما امشب انگار همه چی رو سرم آوار شد،انتظار اینو دیگه نداشتم...چیکار کنم نمیدونم...Adblock test (Why?)
شکر - تاریخ: 1401/12/10 ساعت: 1:55
چند تا اتفاق جدید برام افتاد،اول از همه ازم تقدیر ویژه به عمل اومد که یه جورایی نمک گیرم کرد جناب مدیر...دوم اینکه یه پیشنهاد کاری خوب بهم شده با امتیاز های خوب،مدیریت یه جاییهسوم اینکه بالاخره کاری که باید میکردم و کردم،البته فعلا نمیتونم در موردش صحبت کنم و باید منتظر موند..در مورد اتفاق دومی،حس م...
بیداری یا بیخوابی - تاریخ: 1401/12/10 ساعت: 1:55
و منی که تا الان بیدارم و گشنمه و مادری که بیدار شده و برام غذا داغ کرده و چای تازه دم کرده و با شیرینی برام آورده ...مادر بودن خیلی عجیبه...و چقدر سخت...Adblock test (Why?)
چته - تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 8:48
چند روزیه دوتا دختر میان محل کار هی نگاه میکنن،این سری آخر دیگه اومدن نزدیک زل زدن تو چشمام... حس میکنم اسکلی چیزی هستن...
- تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 8:48
ولی دلبر،این روزایی که به خودم استراحت میدم و سرکار نمیرم رو یکی یکی داری از دست میدی... بودی الان خوش میگذشت بهت...بهم